اسكندر بيگ تركمان

819

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر طغيان محبوسان قلعه قهقهه كه در اين سال روى داد از سوانح غريبهء اينسال طغيان محبوسان قلعهء قهقهه است كه در حين آوازه آمدن سردار روم وقوع يافت و بنيروى اقبال بيزوال شاهى آتش آن فتنه زود به آب لطف الهى فرو نشست كيفيت اين سرگذشت آنكه قلعه عالى اساس سپهر مماس قهقهه در الكاء بافت از اعمال قراجه داغ بر فراز قلهء كوهى رفيع آسمان پيوند واقع شده از سنگ يك پارچه كه ساكنانش با سكنه فلك الافلاك دمساز و پاسبانانش با شب زنده داران فلك ثوابت همرازند از درگاه قلعه كه دامنهء آن كوه است تا فراز قلعه راهى است سرابالا تا نيم فرسخ در غايت تنگى كه عبور يكسوار از آنجا در نهايت دشواريست كه يك نفر تفنگچى مانع فوج كثير ميتواند شد . در زمان شاه جنت مكان كه چند مرتبه خواندگار روم بآذربايجان آمد و در آن ولايت فترت بود بنابر استحكام قلعه خزاين پادشاهى به آنجا نقل شده بود اسمعيل ميرزا و القاس ميرزا و سام ميرزا نيز با اولاد در آن قلعه محبوس بودند هيچ پادشاه ذيشوكت كمند همت بر كنگره تسخير آن حصن بلند اركان نينداخته و آرزوى گرفتن آن عالى بنيان در مخيله هيچ يك از سلاطين كشور - گير صورت نبسته هميشه يكى از امراء معتمد عالى قدر بحراست و كوتوالى آن قيام داشته‌اند . در اين هنگام بالياس خليفه قراداغلو حاكم قراجه داغ كه از صوفيان صادق العقيده اين دودمان و سر حلقهء ارباب ارادت و اخلاص بود تعلق داشت و چون خود همراه اعتماد الدوله بتسخير قلعهء ارومى مأمور گشته در آنجا بود مظفر بيك نام معتمدى از طايفهء قراداغلو بنيابت خليفه مذكور بكوتوالى قلعه قيام داشت و چند نفر از روميان و اكراد كه در معارك گرفتار شده بودند معظم ايشان مصطفى پاشا و احمد پاشا و كور حسن و دو پسر غازيخان كرد شاهقلى بيك و خالد بيك و محمد بيك ولد قوچى بيك عمزاده ايشان در اين قلعه محبوس بودند با يكديگر اتفاق نموده پنج شش نفر ديگر از ترك و تاجيك اين ولايت از جمله دو پسر و برادر حسنخان افشار حاكم سابق كوه گيلويه را كه در قلعه محبوس بودند طوعا او كرها به خود متفق ساخته تمامى ايشان كه تا بيست نفر بودند سر از جيب عصيان برآورده غافل بر سر كوتوال مزبور رفته او را بقتل آوردند و اسلحه و تفنگ و يراق او و مردم او را بدست آورده چند نفر ملازم او را كه در قلعه بودند بيرون كرده دروازه را بسته بر قلعه تسلط يافتند اقوام و ملازمان الياس خليفه از اين معنى خبر يافته بر در قلعه جمعيت نمودند كه بلطايف الحيل دفع اين حادثه توانند كرد صورت نيافت بالضروره حقيقت بعرض اشرف رسانيدند . در چنين وقت كه آوازه آمدن سردار و عساكر روم در آذربايجان شيوع داشت اين واقعه خالى از شناعت و بدنامى نبود و احتمال اين مفاسد عظيمه داشت و روميان و اكراد كه مرتكب اين امر شده بودند بموعظه و نصيحت سزبچنبر اطاعت درنميآوردند . در اول حال مطلب ايشان آن بوده كه شايد فرجهء يافته خود را از قيد و حبس نجات دهند چون راه فرار مسدود يافته باستظهار آمدن سردار قرار قلعه دارى با خود داده تا دو ماه خود را و قلعه را محافظت كردند و به هيچ وجه فتح البابى نميشد تا آنكه آمدن سردار محقق گشته بسرحد نزديك شد حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بالهام ملهم غيبى خواجه مقصود على نامى از مردم كوه گيلويه را كه